-
مدح هزار و یک شب
شنبه 10 فروردینماه سال 1387 03:35
هزار شب و شبی هزار پریزاد و من رخّامهای زرد گلهای عنبرین ازدور سیاهی ای پیداست سردابی است که کودکان گرسنه ای در پایان پله ها انتظار اجساد زنده ی زنان بیوه را مردان بیوه را می کشند. □ محسنات السماء ! هو ! هو ! تمامی اجرام گیتی از دورترین کهکشان، شنهای ساحل نزدیکترین رود و جن های نگهبان گنج شدّاد، به تعدادشان کنیزکانی...
-
ما همگی منتظریم
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1387 03:05
اززلفای پا فیلیش خوشم می آد.بعضی وقتها منشی می شه، چون خانمها زود باید برن و کار اغلب تا شب طول می کشه . جای زن شب کجاست ؟ تو خونه .و جای مرد؟ به خیلی چیزا بستگی داره. یه جورایی شبیه به خواننده های انگلیسی دهه هفتاده، ولی چیز زیادی نیست. -”رو پشت بوم نرو دوربین داره” رو پشت بوم نمی رم دوربین داره .رو پشت بوم نمی...
-
صلح
پنجشنبه 25 بهمنماه سال 1386 21:33
سکوت را رعایت کنیم. حتماً سکوت را رعایت کنیم. این گونه است که می توانیم به نظم نوینی برسیم. جمعیت ما نسبت به جثه هامان خیلی زیاد است . اینجا به اندازه ما ظرفیت صدا را ندارد. غذا ندارد. بهمن ۸۶
-
شعر خوانی
شنبه 29 دیماه سال 1386 11:57
خواندن ، دیدن و شنیدن آثار در هنرهای مختلف از قبیل ادبیات، نقاشی و موسیقی در واقع اولین تفسیری است که مخاطب -به صورت عام- در برخورد با اثر بدست می یابد . اگر شعر فقط به عنوان یک نوع اثر هنری قلمداد شود، شعرخوانی در واقع توسط هر کس که اتفاق بیفتد چه شاعر چه مخاطب در واقع اولین تفسیری است که از اثر بدست می رسد .از خواص...
-
...
شنبه 29 دیماه سال 1386 09:55
آنچه نمی گویم آنچه نمی خواهم بگویم. آبان ۸۶
-
گفتگو
دوشنبه 14 آبانماه سال 1386 17:40
آقا بیا بشین! دندان مرد بی نوای اسیری ، کاندر خلال باغ خویش قدم می زد، تو ،برای چه کشیدی ؟ سخن بگو! فرض اینکه او ، به شکلی دگر اندیشه می کند یا آنکه او به چراغی دگر، در تار شب، فیل ستبر را ور انداز می کند. خون از دماغ او انگشت پای او یا ناخنش دستان تو کفشت لگد چرا؟ گیرم که لاف می زند او هشدار آن که دگر نیست در منتهای...
-
سرگذشت
جمعه 6 مهرماه سال 1386 14:52
- های قاضی القضات! پول! پول! مرکب به صمیمی ترین جهت چرخید. گهواره از نشانه ی امید تهی شد، و آخرین چراغ توسط اولین صدا خاموش گشت. -های قاضی القضات! پول! پول! وز وز سوزناک باد از نزدیکترین جای به انشاء گاه طبیعت هُرِّی گذشت. خنده از لبان گلی جوشید و سیاه سیاه شب شروع می شد. مردی کنار پنجره نشست و به دورترین جایی که...
-
ضربه
جمعه 16 شهریورماه سال 1386 02:05
- آقایان وکلا گوش کنید. - خواهش می کنم. - رجال محترم گوش کنند. تق! تق! - نزن لا مصب نزن! می شد صدای وق وق بچه را شنید. مرد را هل داد،دست زنش را گرفت از جوغ در آورد. موهایش بیرون بود. شهریور ۸۶
-
از اختلاط زبان ها تا حذف آنها
چهارشنبه 15 فروردینماه سال 1386 05:41
شاید مهمترین مساله ای که هر زبانی با آن روبروست تغییر همیشگی آن زبان است.البته بررسی زبان به تنهایی و بدون در نظر گرفتن دیگر عوامل فرهنگی کار دقیقی نیست.ولی به هر حال مساله زبان آنقدر جامع است که بسیاری از قضایا را پوشش می دهد.فیلم ،نقاشی، نمایش ،موسیقی ، رسم الخط و دیگر عوامل فرهنگی رابطه تنگاتنگی با زبان دارند. زبان...
-
چهار تا فصل
یکشنبه 20 اسفندماه سال 1385 14:33
- آری بهار فرصت دیدار تازه ایست فصل دوباره ایست در ایوان خانمان بر ساختار سرد یکی تیر مرگبار بر قلبهای خفتمان نویدی است نوبهار سوسن چراغ باغ، بلبل به نغمگی عشق پدر به دختر بی پرده در گذر - مردی کنار چشمه،پرموی دختری ، پشت درخت سیب می خورد ، می نگرد ، ریسه می رود سنگی گداخته از تف آفتاب خالو رسید، آلو به دست ( مزرعه...
-
نخست
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1385 15:24
واضحه که تو خیلی زمینه ها ما اون جایی که می بایست باشیم نیستیم .ادبیات و موسیقی هم از این مقوله نه تنها خارج نیستند بلکه خیلی متاثرند.خوب هر کس می تونه دلایل این مشکلات رو به گونه ایی که می فهمه تحلیل کنه .ما تو دوره هایی هستیم که می شه بهش گفت دوران مدرن شدن یه جامعه .مدرنیته مث هر مقوله دیگری ضررها و منافعی داره...