X
تبلیغات
رایتل

من حتی نام تو را به زبان نمی آروم 

غلامم

من حتی تصویر تو را با چشم نمی بینم 

محو تو ام 

حیف که تو نگاه نمی کنی

صد حیف که نمی خوانی

افسوس که نمی نگری رقصم را به گوشه ی چشمی

باش تا روزی که هیچ از من نماند 

و تو همه چیز باشی

باش تا بلغزی و کلاهت بیفتد

و صدای خنده ی رهایی از تو 

از خودم 

بسراییم 

من و دیگران

تکلیف کن تا روزی که بدانم

و خویش را از دست ساز خود برهانم

تا تو تعریف فراموشی باشی

و آهی از به هدر رفتن 

قلبی

لبی

دهان گشادی

فریادی

زمانی

انسانی


پنج‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1396