در این دخمه

در این فرو رفتن

در میانه ی اعصار

در بهترین زمانی که باید

بچرخ

 و مرا بچرخان


           اکنون و  پس ازسال ها

چه جنبنده ،چه ساکن

چه سوخته در گدازه ی  عشق، چه پوسیده

چه نغمه خوان به شب ،چه  در صبحدم  آرمیده


تا  بیافتیم در آفتاب 

این گوی گول 

 این آشفته آتشی که هست 

این سرخ زنی که چقدر می بخشید.

این ساقی نخورده مست


بیا !

به بازی بیا!

و به ترفندی مرا مدهوش کن

بیا !

بیا !

و جام سنگین تری نوش کن

سه‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1395